X
تبلیغات
بـــ بسیجی ـــچه سیدعلی

ابزار هدایت به بالای صفحه

ابزار وبلاگ

صفحه اصلی

ایمیل مطالب پروفایل مدیر رهبری پشتیبانی

فیسبوک
مقام معظم رهبری
استفتاء

محل درج لوگوی دوستان

پست همیشگی

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


http://s2.picofile.com/file/7587480214/X9aT.jpg

 

دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391

 

چندیست که سفت و سخت پابند توام(پست ثابت)

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


چشم بد دور،عمرتان بسیار
کس نبیند ملالتان آقا!
ما نمردیم خون دل بخوری
تخت باشد خیالتان آقا!

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب ها
ذکر یا صاحب الزمان(عج) گل کرد

جان ایران!چه شد که جانت را
جان ناقابلی گمان کردی؟!
ابروی همه مسلمان ها
اشک ما را چرا در آوردی؟!

جسم تو کامل است ناقص نیست
می دهد عطر یک بغل گل یاس
دستت اما حکایتی دارد...
رحم الله عمی العباس

با یاد خدا عروج انسان عشق است
اشکی به شب و سجود جانان عشق است
یک جمعه ظهور مهدی انشاالله
با خامنه ای امیر ایران عشق است

یا رب ز کرم به رهبر بی همتای
کن هدیه ثبات قدمی پا بر جای
از عمر تمام عاشقانش کم کن
بر عمر عزیز دل زهرا افزای

چندی است که سفت و سخت پابند توام
دل بسته ی لبخند خوشایند توام
لبخند بزن برای من هر لحظه
من عاشق حس پشت لبخند توام
 

چهارشنبه دهم خرداد 1391

 

مروری بر زندگانی جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان متوسلیان

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


مروری بر زندگانی جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان


http://s4.picofile.com/file/7761169137/haj_ahmad.png

در سال ۱۳۳۲ در تهران متولد شدند.

در سال ۱۳۵۴ دستگیری بوسیله ساواک به جرم فعالیت علیه رژیم منحوس پهلوی پنج ماه زندانی انفرادی در فلک الافلاک خرم آباد

سال ۱۳۶۵رابط و هماهنگ کننده تظاهرات در محلات جنوبی شهر تهران

اعزام به کردستان اسفندماه ۱۳۵۷برای سرکوب اشرار آن منطقه

۱۳۵۸ماموریت برای آزادسازی جاده پاوه-کرمانشاه

۱۳۵۹ماموریت برای آزادسازی شهر مریوان

دی ماه ۱۳۶۰عملیات سرنوشت ساز محمّد رسول الله (ص(

تاسیس تیپ ۲۷ حضرت رسول(ص)

ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱تیپ ۲۷ حضرت رسول(ص)به فرماندهی ایشان وارد خرمشهر شد.

اواخر خرداد سال ۱۳۶۱ماموریت به لبنان برای سرکوب رژیم غاصب صهیونیستی

۱۴تیرماه ۱۳۶۱اسارت بوسیله مزدوران فالانژ

نحوه اسارت

در چهاردهم تیر سال ۱۳۶۱،اتومبیل هیات نمایندگی دیپلماتیک کشورمان حین ورود به شهر بیروت و در هنگام عبور پست ایست و بازرسی،مزدوران حزب فالانژ اتومبیل رامتوقف و چهار سرنشین خودرو مزبور به رغم مصونیت دیپلماتیک-توسط آدم ربایان دست نشانده رژیم تروریستی تل آویو گروگان گرفته شده و پس ازشکنجه و بازجویی،به نظامیان اسرائیلی تحویل گردیدند،که از سرنوشت آنان تاکنون اطلاعی در دست نیست. در حالی که همرزمان آن مهاجر الی الله ،مشتاقانه چشم به راه هستند تا خبری ازاو و همرزمانش برسد.

زندگینامه سردار حاج احمد متوسلیان

یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

 

دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392

 

چادرمن یعنی (چشمت راازمن فرو ببند).....

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :



افسران -  چادرمن یعنی (چشمت راازمن فرو ببند).....
من حجابم رادارم چون برای من دنیایی از آرامش وامنیت رادارد....
به حجابم افتخار میکنم چون از چشم هوسبازان حفظم میکند....
ازحجابم تاسرحدمرگ دفاع میکنم چون پوزه فرصت طلبان را به خاک میمالد.....
حجابم برای من حدوحدود مالکیت تام من است....
هرکس از آن تجاوز کند به خود حق میدهم دستش راقطع کنم.....
من یک زن مسلمان به دنیا اعلام میکنم ....
میخواهم درزیر سایه چادرم در آرامش وامنیت باشم....
چادرمن یعنی (چشمت راازمن فرو ببند).....

 

پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392

 

وظیفه جنبش دانشجویی برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


وظیفه جنبش دانشجویی برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو



http://s4.picofile.com/file/7737628923/602117_127598310766333_521488413_n.jpg


 جنبش دانشجوئي؛ يعني دانشجوي متحرك، دانشجوي فعال؛ دانشجوئي كه از نيروي فكر و توان جسمي و روحي خودش ميخواهد براي پيشرفت استفاده كند؛ آيا فقط اينها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگينترين مسئوليت بر عهدهي مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمي و نخبگان فكري و نخبگان سياسي، ليكن جريان دانشجوئي فعال هم مسئوليت سنگيني دارد. يكي از مسئوليتهاي جريان دانشجوئي، تلاش براي فهميدن است؛ يعني تفكر.
 من به نظرم ميرسد يكي از كارهاي لازم، تشكيل جلسات فكري وسيعي است كه مجموعهي دانشجوئي، همراه با مجموعهي حوزوي، با برنامهريزي خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند دربارهي مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح ميتواند همان ثمراتي را ببخشد كه ما در زمينههاي مسائل علم و فناوري و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعني شكوفائي، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهتگيري درست. يكي از كارها اين است.
 يكي از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولي داريم كه بايد از اين اصول تخطي نشود. يعني به نام فكرپردازي و انديشهپردازي، از اصول انحراف پيدا نشود. اصول، شاخصهاي راه صحيح و صراط مستقيم است. خطاست اگر اصول را به ديوارههائي تشبيه بكنيم كه انسان از وسط اين ديوارهها بايد حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. يك راه مستقيمي وجود دارد، يك صراط مستقيمي هست كه اين، انسان را به هدف ميرساند. اين صراط مستقيم را بايد شناخت، بايد كشف كرد. هيچ كس در محدودهي صراط مستقيم زنداني نشده. اجبار به پيمودن صراط مستقيم در هيچ كس نيست.اين اصول كسي را اجبار نميكند، الزام نميكند، محدود نميكند، بلكه اين اصول انسان را هدايت ميكند و به او ميگويد كه اگر چنانچه بر طبق اين اصول حركت كردي، به آن نتيجهي مطلوب خواهي رسيد؛ اگر از اين اصول تخطي كردي، به هدف نخواهي رسيد. آخر، اشكال بيراهه همين است. بيراهه، دو اشكال دارد: يك اشكال اين است كه انسان به سرمنزل مقصود نميرسد؛ اشكال ديگر اين است كه وقت انسان تلف ميشود؛ فرصتها از دست ميرود.
 اين كساني كه در طول اين صد سال، صد و پنجاه سال اخير در كشور ما داعيهي اصلاح و پيشرفت و ترقي سر دادند و ما را حقاً و انصافاً به بيراهه كشاندند، اين گناه بزرگ را انجام دادند؛ هم ما در طول اين صد و پنجاه سال به مقصد نرسيديم و عقب مانديم، هم وقتمان تلف شد. چند نسل پيدرپي بايد بيايند، ضايع شوند، در اين تيه(1) سرگرداني بروند و به نتيجه نرسند، تا يك وقت يك نسل متوجه بشود كه اشتباه كردهاند؛ راه را برگردد، شروع كند از نو حركت كردن. گناه آن كساني كه جوامع بشري را به بيراهه ميكشانند، اين است كه وقت آنها و عمر آنها و فرصتهاي آنها را ضايع ميكنند.
 (ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392

 

آخر ما حزب اللهی هستیم

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم، خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی !
داخل اتاق رئیس رفتم گفتم: شما با این خانم محرم هستی؟
گفت: نه!
گفتم: چطور با یک دختر به این زیبایی تو در یک اتاق هستی و در هم بسته است.
گفت: آخر ما حزب اللهی هستیم.
گفتم: خوشا به حالت که اینقدر به خودت خاطرت جمع است. حضرت امیر به زنهای جوان سلام نمیکرد.
گفتند: یا علی رسول خدا سلام میکند تو چرا سلامنمیکنی؟
گفت: رسول خدا سی سال از من بزرگتر بود. من سی سال جوان هستم. میترسم به یک زن جوان سلام کنم یک جواب گرمی به من بدهد، دل علی بلرزد.
گفتم : دل علی میلرزد، تو خاطرت جمع است.

 

دوشنبه دوم اردیبهشت 1392

 

من یک دختر مذهبی هستم …

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم ایام فاطمیه پیرهن مشکی تنم کنم (حتی تابستون) و کسی حق ندارد به من بگوید تو همش در غم و ماتم به سر می بری!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم محرم که می شود زنگ تلفن همراه خودم را مداحی بگذارم و کسی حق ندارد به من بگوید تو انسان افسرده ای هستی!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم عکس شهید را به عنوان پس زمینه گوشی ام انتخاب کنم و کسی حق ندارد با دیدن عکس شهید به من پوزخند بزند!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم به جای سینما رفتن شبهای جمعه بهشت زهرا برم و کسی حق ندارد به تمسخر بگوید که شماها را فقط باید در قبرستان!!! پیدا کرد!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم که دوست نداشته باشم اسم بازیگرهای هالیوودی و فوتبالیست ها ی خارجی را بدانم و کسی حق ندارند من را انسان عقب افتاده ای بداند!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم هر کجا عکس رهبرم را دیدم به او ابراز ارادت کنم و اشکهایم جاری بشود به خاطر مظلومیت های آقا و کسی حق ندارد چپ چپ به من نگاه کند!

من یک دختر مذهبی هستم …
من حق دارم توی خط واحد بجای گوش دادن اندی و ….، مداحی حاج منصور گوش بدم و حق دارم وقتی راه میرم بجای اینکه زل بزنم تو صورت پسرای مردم سرم پایین باشه و کسی حق ندارد به من بگوید ” چقدر املی “!

من یک دختر مذهبی هستم …
من معنای لذت بردن از زندگی را می دانم…

من یک دختر مذهبی هستم …
من معنای شادی و خنده را می دانم…

من یک دختر مذهبی هستم …
من انسان غمگین و افسره ای نیستم…
من یک دختر مذهبی هستم …
من از زندگی به شیوه خودم لذت می برم…
من یک دختر مذهبی هستم و باور کنید که من هم حق زندگی دارم!
خداوندا ! تو به داد دل ما برس …
 

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392

 

اگر موهای سر خانمت رو ببینند چی میشه؟

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


یه بنده خدایی تعریف میکرد : یه روزی با همسرم تو پارک محله قدم می زدم جوانی با همسرش در حال عبور بود . وقتی که به ما رسید برای مسخره پرسید: چرا همسرت با حجاب است؟ موهای سرش رو ببینند چی میشه؟ من که سعی می کردم خونسرد باشم، گفتم: میدونی فرق بین زن با حجاب و بی حجاب چیه؟ گفت: چیه؟ گفتم: اتومبیل شخصی با تاکسی چه فرقی داره؟

گفت: تاکسی برای استفاده ی عموم و اتومبیل شخصی برای استفاده شخصی. گفتم: زن بی حجاب و زن پوشیده هم اینگونه است زن بی حجاب همگانی است، مردم به او و به زیبائی هایش نگاه می کنند و لذت می برند و … بنابراین، چنین زنی مانند تاکسی است. اما زن با حجاب فقط اختصاص به همسرش دارد. دیگران او را نمی بینند و صورت و زیبائی هایش در برابر چشمهای خائن قرار نمی گیرد. و نزد همسرش محبوب است چون میداند که وی تنها اختصاص به او دارد، و ….. جوان بسیار ناراحت شده گفت: من خواستم مسخره کنم ولی شما مرا نصیحت کردید و … من تحمل ندارم همسرم مانند تاکسی همگانی، مورد استفاده ی عموم باشد و …

 

سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392

 

آنتی ویروس ایرانی به نام بسیج

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


آنتی ویروس ایرانی به نام بسیج


افسران - آنتی ویروس ایرانی به نام بسیج

قابلیت ها را در ادامه مطلب بخوانید
 

سه شنبه سیزدهم فروردین 1392

 

ادامه مطلب


عیدتون مبارک

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


عید شما مبارک


بیانات مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی....



 

یکشنبه چهارم فروردین 1392

 

ادامه مطلب


هفت سین مادری ها.....

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


http://media.afsaran.ir/siktlM_535.jpg

 

دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391

 

آرزویم "امل" ماندن است!!!!

نویسنده : بگذار گمنام بمانم

موضوع :


آرزویم "امل" ماندن است در این وا نفسای "روشنفکری"...!!
وقتی تو خیابون چشمم به چشم یه جوون افتاد سرم رو برگردوندم، وقتی از کنارم گذشت، بهم گفت: اُمل!!
وقتی سر به زیر با ناموس مردم حرف زدم بهم گفتن : امل!!
وقتی تو تاکسی سوار شدم دیدم یه نامحرم کنارم نشسته،خودم رو جمع کردم، بهم گفت: اُمل!
وقتی موقع اذان رفتم مسجد دانشگاه، بهم گفتن : اُمل!!
وقتی چادر سرم گذاشتم تا کمتر جلب توجه کنم، بهم گفتن : اُمل!!
وقتی با اشوه و ناز با نا محرم حرف نزدم، بهم گفتن : أمل!!
وقتی عکس بدون حجاب و برهنه ی خودمو توی فیس بوک برای کوبیدن لایک های پر از هوس نذاشتم ، بهم گفتن : أمل!!
وقتی زنگ گوشیم بوی پیراهن یوسفه، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی پای ثابت بچه های هیئت شدم، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی موقع حرف زدن با نامحرم سرم پایین بود، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی در جواب رابطه دوستی پسر ترم بالایی گفتم: نه، بهم گفت: اُمل!!
وقتی نخواستم پشت سر دختر مردم راه برم و مزاحمش بشم، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی پشت رهبرم حرف زدن، رگ غیرتم بالا زد، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی بهترین کتاب رمانم شد"دا"، بهم گفتن: اُمل!!
وقتی گفتم توی خونمون ماهواره نداریم چون عقیدم اینه که ماهواره دقیقا همون غارت فرهنگیه ، بهم گفتن : أمل!!
وقتی بزرگترین آرزوم شد " شهادت " ، بهم گفتن: اُمل!!
تازه فهمیدم این روزها هر کی از کنارم رد میشه، چرا به من میگه: اُمل ؟ ؟
..."اصلا خدایا شکرت که شدم امل در روزگاری که هرچیز غیر از امل بودن بوی کفر فساد میده ".....

 

پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391

 

مطالب گذشته

·

پست همیشگی ارسال در : دوشنبه بیست و هفتم آذر 1391

·

چندیست که سفت و سخت پابند توام(پست ثابت) ارسال در : چهارشنبه دهم خرداد 1391

·

مروری بر زندگانی جاویدالاثر سردار حاج احمد متوسلیان متوسلیان ارسال در : دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392

·

چادرمن یعنی (چشمت راازمن فرو ببند)..... ارسال در : پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392

·

وظیفه جنبش دانشجویی برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو ارسال در : چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392

·

آخر ما حزب اللهی هستیم ارسال در : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392

·

من یک دختر مذهبی هستم … ارسال در : چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392

·

اگر موهای سر خانمت رو ببینند چی میشه؟ ارسال در : سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392

·

آنتی ویروس ایرانی به نام بسیج ارسال در : سه شنبه سیزدهم فروردین 1392

·

عیدتون مبارک ارسال در : یکشنبه چهارم فروردین 1392

·

هفت سین مادری ها..... ارسال در : دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391

·

آرزویم "امل" ماندن است!!!! ارسال در : پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1391




>